|
|
|
|
|
سلام
نزدیک میدون میوه وتره باری که معمولن از اونجا خرید میکنم مکانیه که ساعتی دوچرخه کرایه میده. ازاول تابستون دختره هی به باباش التماس میکنه دوچرخشو ببره برای تعمیر .اونم هی امروز فردا میکنه.تصمیم گرفتم گاهی برای دختر جان دوچرخه کرایه کنم تا ببینیم کی دوچرخه خودش درست میشه. امروز رفتم تااز شرایط اجاره بپرسم .یه اقایی مسن با ظاهری اسپرت خیلی خوشرو ومودب جلواومد وگفت: تا ساعت ۵ بعد ازظهر بیشتر کار نمی کنم . گفتم: ولی تازه ساعت ۵-۶ به بعد برای دوچرخه سواری خوبه تو افتاب که کسی بازی نمیکنه. گفت:حالا تا ۵/۵ هم به خاطر شما!!!!!!!!!!!!یه نکته دیگه اینکه باید با اقاتون تشریف بیارید. فکر کردم: (شاید دوچرخه سواری خانوما بدون اقایون ممنوعه)گفتم: برای خودم نمیخوام برای بچه ها میخوام. گفت: فرقی نمیکنه. گفتم: یعنی چه ؟برایه چی؟ گفت :چند وقت پیش به یه خانوم دوچرخه دادم خورد زمین ضربه مغزی شد .شکایت کردن محکوم شدم.دیگه به خاموما دوچرخه نمیدم باید باسرپرستشون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بیان. گفتم :اگه این اتفاق برای یه اقا میافتاد چی؟دیگه به اقایون دوچرخه نمی دادید؟ گفت :نه فرق میکنه. گفتم :چه فرقی؟ شما باید دنبال اشکال کار بگردی .یا دوچرخه ایراد داشته یا قوانین مربوط به اجاره اون که محکوم شدی. گفت :نه خانوم همین که گفتم. دیگه ادامه ندادم بحث کردن بی فایده بود. یکی از شاخص های توسعه جامعه وضعیت سلامت جسمی و روانی زنان اون جامعه ست . ولی من فکر میکنم قبل از اون باید شاخص توسعه رو وضعیت روحی روانی اقایون قرار داد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 14:48 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
خدا رحمت کنه رفتگان شما رو. من یه شوهر عمه داشتم تو فامیل همه صداش میکردن "ازنه" (بر وزن شازده) . بعدها فهمیدم املای درستش "ایزنه"س. حالا نمیدونم معنای لغویش چیه ولی ظاهرن یه خطاب احترام امیز برای داماد اول خونواده بوده . القصه ایشون ادم خوش صحبتی بودو معمولن در مهمانیها در حال تعریف کردن قصه یا متل ویا خاطرات دوران سربازیشو مسافرتهاش بود وهمیشه هم بچه ها پای ثابت صحبتهاش بودن . خدارحمتش کنه گاهی خاطراتش شبیه داستانهای تخیلی میشدو شخصیتهایی داشت که ما برای اولین بار اسمشونو میشنیدیم . یکی از خاطرات "ازنه"که تو خونواده جاودانه شده مربوط به یکی از سفرهاش بوده که با موتور به یه منطقه کوهستانی با جاده های با شیب زیاد وپیچهای خطرناک رفته بود (جاده چالوس نبود) ونکته بامزه اش اینه که جاده طوری بوده که هردو طرفش دره بوده.و اصطلاح "اینور دره اون ور دره" تو فامیل ما ازاون روز برای کارهای سخت ودشوار باب میشه. خداییش من هیچوقت فکر نمیکردم جاده ای وجودداشته باشه که هردوطرفش دره باشه. اگه اوشون -فشم رفته باشید نرسیده به فشم یه دوراهییه که سمت راست به روستای خوش اب و هوای امامه منتهی میشه و ادامه ان بعداز امامه جاده ای ست بینهایت زیبا وکوهستانی که به روستای راحت اباد و بالاخره به لواسان میرسد . "ازنه" روحت شاد !عاقبت جاده "اینور دره اون ور دره "رو واقعن دیدم . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 13:31 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام نمیدونم عنوان این پست رو چی بذارم دیشب تلویزیون یه برنامه داشت درباره مجروحای شیمیایی دوران جنگ . دلم خیلی گرفت . یکیشون حین مصاحبه تنگی نفس گرفت وبعداز باز کردن شیر کپسول اکسیژن تقریبن از حال رفت ودر نهایت با برانکارد بردنش . یکی دیگه بعد ار هر سه چهار جمله که میگفت ارزوی مرگ از خدا میکرد .از خونوادش خجالت میکشید که باعث زحمتشون شده . خدا میدونه تو دل خونوادهاشون چی میگذره . تنها کاری که میتونم براشون بکنم دعا برای شفاشونه. دلم خیلی گرفته بود . رفتم یه دوری تواینترنت بزنم ناخواسته یه چیزایی راجعه ماجراهای پشت پرده جنگ و ن.ظ.ا.م خوندم . حالت تهوع گرفتم. تا صبح فکر می کردم به این قهرمانا به بچه هاشون به همسرشون به پدرو مادرشون . ایا اگه جنگ اونی نبود که همش تو گوش همه می خوندن یعنی جنگه حق علیه باطل کسی به جبهه میرفت ؟اگه جنگ دفاع از وطن نبود ایا کسی جلوی متجاوز میجنگید؟اگه این ماجراها که گوشه کنار از جنگ میشنویم درست باشه؟ میشد جلوی شیمیایی کردن جبهه هاروگرفت؟ تا دیشب فکر میکردم اگه یه روزی دوباره جنگ بشه بی تردید جزو مدافعین خواهم بود. ولی از دیشب تا حالادارم فکرمیکنم ایا ازون بالا بالایی ها کسی به این شدت شیمیایی شده یا حتی از بچه هاشون؟ خودتون یه عنوان برای این پست بگذارید. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 14 تیر1387ساعت 13:15 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
باور می کنید من تا دیشب نمیدونستم فوتبالیستها مالیات نمیدن. یعنی واقعن مالیات نمیدن ؟؟؟؟؟؟؟؟ هرچی فکر میکنم دلیلشو نمی فهمم. مثلن اگه بودجه یه باشگاهی از یه کارخونه تامین بشه خوب فوتبالیستا میشن کارکنان اون کارخونه خوب باید از حقوقشون مالیات کسربشه. اگه باشگاهی دولتی باشه خب میشن کارمند دولت بازم باید مالیات کسر بشه. پس چرا نمیشه؟ یه سوال مربی ها چطور اونا هم مالیات نمیدن ؟ کادر فنی و اداری باشگاه چطور؟ راستی ورشکارای دیگر رشته ها مثل بسکتبال ووالیبال و ... چطور؟ یاری دهنده ای هست که پاسخ گوید مرا؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387ساعت 13:47 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
خجسته بادمیلاد مبارک حضرت زهرا (سلام بر او باد) همینطور روز مادر را به همه مادران خسته وزحمتکش ومهربان ایرانی تبریک میگویم مادرانی که درهر کجا که با انها برخورد میکنم و حرف می زنم با وجود همه مشکلات و سختی ها نگران عاقبت و سعادت بچه هاشون هستن واین دغدغه ها هیچگاه تموم نمیشه. مادرم دوستت دارم . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 15:45 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
یه وقتی دوستی می گفت من حاضرم فرزندم را برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بفرستم ولی هیچوقت نمی گذارم در شهرستان درس بخونه. ومن که درشهرستان درس میخوندم به این فکر می خندیدم. دوست جون بعد از گذشت سالها منم با تو هم عقیده ام . یادت به خیر پینوشت۱:شاید مطالعه اینجا و اینجا بی ربط نباشه. پی نوشت۲:چرا من فکر میکنم این سریال "مرگ تدریجی یک رویا" یه جوریه؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 6:36 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
-اقاجون شیراب و بیخود چراوا میکنی؟ -بیخودی نیست مسواک و مگه نمیبینی؟ -برای مسواک زدن مقدماتی لازمه. -این خمیردندون ومسواک اینم دندونامه -اونی که برایه مسواک لازمه نمیبینم. همه چی هست چی میخوای ببینی؟ یه لیوان اب هنوز این یکی و نمیدونی. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 9:19 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام راستش ما این ماجراهارو یا حداقل ماجرای مربوط به لاستیک دنا رو از خیلی قبل میدونستیم این ها اگه خیلی دغدغه مردم و دارن پرونده های جدیدترو افشا کنن مثلن :ماجراهای لاستیک البرز پینوشت: اول باروغن شروع کردن بعدپودر لباسشویی و برنج وقندوشکر وحالاچای. اگه فکر مردمید پرونده اینا روهم رو کنید. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 6:32 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بعد از مدتها بی اینترنتی توانستم به یه اینترنت نیم بند برسم و تازه متوجه فراخوان بلاگر ها در حمایت از حفاظت از محیط زیست شدم .از اونجایی که علاقه زیادی به صنعت بازیافت دارم قسمتهایی از مطلبی رو که در مجله صنعت لاستیک ایران (IRM) خوندم برای جلب توجه به این صنعت سبز در اینجا می اورم . فرهنگ بازیافت ونهادینه کردن ان در جوامع امروزی یک ضرورت انکار ناپذیر است.سالانه میلیونها تومان سرمایه ملی کشور از طریق دور ریختن تایرهای فرسوده از دست میرود. از سوی دیگر فرهنگ استفاده از تایرهای روکش شده در کشور بسیار ضعیف است وروی ان هم تبلیغ نمی شود.پراکندگی تایرهای فرسوده در محیط زیست سبب میشود این ضایعات به علت عمرطولانی دهها سال در محیط باقی بماند ومحلی برای رشد وانتشار پشه هاوشیوع بیماریهای گوناگون شوند رها شدن سالانه نزدیک به یک میلیارد تایر فرسوده در این کره خاکی ونیز افزایش رشد سالانه این ضایعات به روشنی یکی از تهدیدهای بسیار جدی برای محیط زیست بشر به شمار میرودکه تنها یک زمین رادراختیار دارد، تنهایک زمین!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 6:56 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام من این استاد فرشچیان رو خیلی دوست دارم . نمیدونم چرا ولی وقتی تلویزیون یه برنامهای راجع استاد داشته باشه هرکاری داشته باشم اون برنامه رو از دست نمیدم .لذت میبرم از دیدنش واز صحبتاش وصد البته از کاراش که همشون شاهکاره. حالا نه اینکه خیلی ادم هنرمندی باشم .نقاشیهایی که من دوست دارم بکشم( بهم نخندینا )قهرمانای والت دیسنی اند مثل سفید برفی و گوفی ومیکی موس و....یکی از تفریحاتم اینه که با بچه ها میشینیم و بالذت نقاشی میکشیم .تازگیها همسر جان هم علاقهمند شده وداره تمرین میکنه.البته هنوز از رو مدل میکشه ولی استعدادش بد نیست اینده داره. از بحث دور نشیم. داشتم میگفتم:از دیدن کارهای استاد فرشچیان لذت میبرم. اون برنامه لذت نقاشی بود که کانال 4 میداد کامل میدیدم و همیشه دنبال میکردم ولی جنس حظی که از کارای استادمیبرم با احساسی که از دیدن هر نقاشی دیگه دارم فرق داره. هفته پیش فرصتی دست داد تا یه بار دیگه بازدیدی از باغ موزه زیبای چهلستون داشته باشم . روح ادم تازه میشه وقتی نمای بیرونی این عمارت و اون باغ زیباش و میبینه. نقاشیهای دیواری داخل عمارت و دارن بازسازی میکنن. حتمن میدونید بلافاصله بعد از انقلاب اشکال زنهاو جام های می و اون چیزایی که مشکل شرعی داشت رو نمیدونم باچی ولی تراشیدن واز بین بردن مثلن از یه نقاشی فقط یه کله ادم موند. حالا دارن اون قسمتای از بین رفته رودوباره میکشن. فکر میکنم با این کارشون زیبایی واصالت نقاشی های قدیمی رو ازبین بردن و یه بار دیگه اونارو مخدوش کردن من این نقاشیهارو قبل از بازسازی هم دیده بودم واون موقع بیشتر باهاشون ارتباط برقرار کرده بودم این بار فقط داستان اونا برام تداعی شد. منکر زحمات هنرمندای عزیز نمیشم کار اونا واقعن زیباست ولی روح موجود تو نقاشی های قدیمی تو کارای جدید دیده نمیشه ویه جورایی نامتناسب شده. ازون گذشته مگه این کارا نمایانگر تاریخ گذشته ایران تو یه مقطع خاص نیست خوب خراب کردن نقاشیها هم یه مقطع دیگه از تاریخ و نشون میده وبه وضوح طرز تفکر اون ادما را بیان میکنه. با کشیدن نقاشیهای جدید روی این دیوارهای تاریخی میخوان به نسلهای بعدی چی بگن؟ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 22:18 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام سه ساعت زودتراز همیشه اومده خونه.میگه امروز بازیه ترافیک شلوغی اطراف خونه ست زود اومدم دختره رو زودترببرم کلاس زبان. نشسته به تماشای بازی .دخترجان هم بین دونیمه رسونده سه سوت برگشته. بعد بازی با کمال ارامش دخترخانوم رو برگردونده. اخه با اینهمه ایثار چه کنم؟
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 13:27 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام تو خونواده سنتی من اگه صحبت از حق طلاق برا عروس خانوم بشه ذهن همه میره به این سمت که اصلن این حرفا واسه اول ازدواج شگون نداره وحالا چرا حرف از جدایی میزنیدومگه قراره این ازدواج خدایه نکرده به جدایی منجر بشه واز این قبیل حرفا که ادمو از مطرح کردن این مسئله پشیمون میکنه. ولی وقتی عروس خانوم مثلن از لحاظ سنی بزرگتراز اقا داماد بشه طبق یه قانون ناگفته مهریه رو بالا میگیرن تا پیشگیری کنند از جدایی که بعدها در صورت پشیمانی اقادامادازاین ازدواج ممکنه رخ بده . یعنی از مهریه بالا گاهی به عنوان سپر دفاعی در مقابل طلاق استفاده میکنند .که در این سالها همه داریم میبینیم که این روش فقط گرفتاریهارو زیاد میکننه ونهایت کار به بخشیدن اون همه مهریه میشه. در ایران حق طلاق در99٪موارد با اقایونه در موارد بسیار نادر در صورت اثبات در دادگاه زن میتونه درخواست طلاق کنه. این مسئله مشکلات زیادی رو گاهن بوجود میاره که باعث میشه عمرو جوونی هردوطرف باصرف هزینه زیادتلف بشه وبهترین سالهای عمرشون تو دادگاهها بگذره . مطرح کردن اخذ حق طلاق توسط عروس خانوم بدون هیچ گونه پیشداوری گرفتن یه حق برابر با اقا دوماده. وگاهی پیشگیری از یه سزی مسائل که شاید هیچوقت پیش نیاد. در ایران یه خانوم فقط بارضایت همسرش وامضای او میتونه به خارج کشور سفر کنه.حالا اگه برای شرکت در کنفرانسی باشه یا دیدن عزیزی یا هردلیل دیگه ای که داشته باشه همسر میتونه رضایت نده واین سفرو ملغی کنه گرفتن حق مسافرت قبل از ازدواج بازهم گرفتن یه حق برابر با مرد در سفر به خارج از کشور است. در بسیاری از موارد اقا دومادا هیچ مخالفتی با کار کردن خانمشون ندارن ولی بعد از ازدواج وقتی به مشکلی برمیخورن میرن سراغ راحتترین کار یعنی خانه نشین شدنه خانوم .ولی اگه قبل از ازدواج راجع حق کار کردن خانوم بصورت جدی صحبت بشه در صورت بروز مشکلات که معمولن هم پیش میاد عروس خانوم واقا دوماد دنبال یه راه حل میگردن و هردودر حل مشکل نقش فعال دارن. به نظر من در شرایط فعلی که قوانین کشور ما کاملن مرد سالارانه است خانمها بهتره از راههای قانونی وبدون هیچگونه تعصب وپیشداوری حقوق خودشونو بشناسن وبگیرن ولازمه بدونید که این حقوق زمانی ضمانت اجرایی داره که در یه محضر ثبت قانونی بشه( جدایه از اون شروط ضمن عقد که در قباله ازدواج اومده) و در صورت نوشتن رو کاغذ وامضای ریشسفیدای فامیل فقط جنبه اخلاقی داره وفاقد ضمانت اجرایی است. اگه در یک ازدواج مردو زن از حقوق برابر برخوردار باشن اونوقت مهریه هم میره سر جای درستش یعنی میشه یه هدیه قابل پرداخت ازطرف دوماد خوشبخت به عروس خانوم گل .مبارک باشه. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 6:56 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام با مامانم دارم تلفنی صحبت میکنم .بهم میگه: چند وقت پیش که داشتم راجع مراسم بله برون فلاتی حرف میزدم دخترت میگه مامانی حق طلاق و حق مسافرت و حق کار هم گرفتن؟ مامان میگه از بس تو خونه راجع این موضوعات حرف میزنی این نیم وجبیام یاد گرفته .این سنش مناسب این چیزا نیست. مامان خیلی چیزای دیگه هم میگه . من دارم فکرمیکنم باریکلا به این نیم وجبی که با این سنش فهمیده مراسم بله برون جاییه که واسه حق طلاق و حق مسافرت و حق کارباید چونه زد نه مهریه. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 4:0 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
قبل از هرچیز باید از عزیزانم که منو در روز جهانی مامامورد لطف قرار دادن تشکر کنم از هین جا روی ماهشونو میبوسم و براشون بهترینا رو ارزو دارم. از وقتی اومدیم به این محله بغیراز ایام سوگواری تقزیبن هرماه بساط عروسی تو محلمون براهه حالا یا عروسی تو خونه است یا خونه عروس خانوم اینجاست و اخرشب دیگه غوغاست.یعنی دیگه اونشب خواب بیخواب . اونم نه بخاطر سر وصدای موزیک بلکه بیشتر بخاطر اون نواهاو جیغای سرخ بوستیکه ملت کنار میدون رقص از خودشون در میارن. دیشبم طبق معمول داشتیم از شنیدن جیغهای بنفش مستفیذ میشدیم که کم کم احساس کردم جیغا یه جورایی جانسوزه همسرجان هم همین عقیده رو داشت که صدای تکبیرو شهادتینم به اونا اضافه شد. درست بشت خونه ای که عروسی داشت یه خونواده بدرشونو داشتن تشییع میکردن .خلاصه بساطی داشتیم دیشب تا حدودای دوونیم نتونستم بخوابم.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 10:15 توسط نوشین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
نشریه شهروند امروز مطلب جالبی داشت راجع حکومت فامیلی.طبق معمول بعد از خوندنش کلی سوال تو ذهنم اومداز جمله اینکه این ازدواجهای دانشجویی که اینهمه تبلیغ میشن چرا تو خونواده رئیس روئسا ی مملکتی انجام نمیشه و اینکه اصلن بچه های اینا خودشون حق انتخاب دارن؟ یه بیشنهاد دارم حالا که شهروند امروز تا اینجاشو اومده یه نشریه دیگه همت کنه بااین جوونایی که ازدواجهای درون حکومتی (چه اصطلاحی!)میکنند مصاحبه کنه .خیلی دلم میخواد بدونم این ازدواجها تو شرایط الان ایران تا چه حدی رضایتمندی عروس خانم واقادامادو در برمیگیره. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 5:5 توسط نوشین
|
|
||
| Get a hit counter by clicking here. |